طراح عمليات شكست حصر آبادان
يوسف كلاهدوز اول ديماه سال 1325 در شهر قوچان متولد شد. از همان دوران كودكي استعداد وي نمايان شد و در مدرسه و درس آن را بيشتر آشكار ساخت. از همان دوران با بچه هاي هم سن و سال خودش تفاوت داشت. روزي در راه مدرسه كت خود را به فرد نيازمندي در گوشه خيابان بخشيد. ![]()
ورود به دبيرستان براي او نقطه عطفي در زندگي بود چرا كه توانست با وسعت بخشيدن به آگاهي هاي علمي و مذهبي خود دنياي خود را گسترش دهد.
در كنار مطالعه به ورزش هم پرداخت. پس از گرفتن ديپلم رياضي به دانشكده افسري رفت. در سال 44 در آن جا با كمك شهيد «حسين اقارب پرست» جلسات تفسير قرآن راه انداختند و پس از اتمام تحصيلات براي دوره مقدماتي دسته زرهي به شيراز منتقل شد و پس از پايان دوره در مركز زرهي شيراز به ادامه خدمت پرداخت. در سال 1347 با گروه هاي مبارز پيرو خط امام(ره) ارتباط برقرار كرد و سعي در تشكيل يك گروه سازمان يافته براي انجام فعاليت هاي ضدرژيم در ارتش داشت و بارها اقدام به طرح ريزي و اجراي حركت هاي بزرگ اسلامي (از جمله ترور شاه خائن) كرد. خانواده و مبارزه و... هر كدام در ذهن و زندگي كلاهدوز جايگاه خاصي داشت. با اوج گيري انقلاب در تمام صحنه ها حضور يافت.
در صبح بيست و يكم بهمن 57 ده ها تانك براي مقابله با مردم از پادگان گارد خارج شدند ولي يوسف در شب قبل تمامي توپ هاي آنها را از كار انداخته بود.
او از جمله كساني بود كه به ضرورت تشكيل سپاه اعتقاد داشت. بنابراين فعاليت خود را به عنوان يكي از اعضاي شوراي عالي سپاه شروع كرد. وي بر اصل اعتقادي در ميان نيروهاي مسلح تاكيد داشت. بر همين اساس اولين كسي بود كه قبل از تشكيل واحد عقيدتي-سياسي، مسئله آموزش معارف اسلامي را در نيروهاي مسلح مطرح كرد. پس از انسجام يافتن سپاه كلاهدوز به عنوان مسئول آموزش انتخاب شد و در پادگان امام علي(ع) به اين مهم همت گماشت سپس به سمت قائم مقام فرماندهي سپاه منصوب شد.
در دوران دفاع مقدس نيز او در حالي كه يك فرمانده آموزشي بود به جبهه مي رفت و در نبردها شركت مي كرد. در جريان انفجار بمب در دفتر نخست وزيري همراه شهيدان رجايي و باهنر تا مرز شهادت پيش رفت ولي اراده خداوندي بر اين بود كه سالم بماند تا بار ديگر در بوته آزمايش قرار گيرد. در اوايل مرداد 60 در جلسه شوراي عالي دفاع طرحي جهت شكست حصر آبادان، به همراه يك تحليل كلي از اوضاع منطقه ارائه كرد كه اين طرح مورد تصويب قرار گرفت و پس از ابلاغ به نيروي زميني قرار شد بين نيروهاي سپاه و ارتش تدابيري در مورد نحوه هماهنگي ها و همكاري ها اتخاذ شود كه سرانجام در پنجم مهر 1360 حصر آبادان شكسته شد.
و او سرانجام در هفتم مهر 1360 به همراه تعدادي از فرماندهان پيروز عمليات ثامن الائمه(ع) در حادثه سقوط هواپيماي با شوق به ديدار يار شتافت.