معنای انتظار امام زمان (عليه السلام) چيست؟
ما هر شب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم، اما معناي انتظار خورشيد آن نيست كه دست روي دست بگذاريم و تا صبح در تاريكي به سر بريم، بلكه هر كس اتاق خود را روشن مي كند.
ما در زمستان منتظر فرارسيدن تابستان هستيم، ولي انتظار تابستان به آن معنا نيست كه در زمستان بلرزيم و اتاق خود را گرم نكنيم.
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) نيز بايد به مقدار توان خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم. در روايات مي|خوانيم: «أفضل الاعمال ا نتظار الفرج» بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدي (عليه السلام) است.
بر اساس اين حديث، انتظار، حالت نيست، بلكه عمل است: «افضل الاعمال» بنابراين، منتظران واقعي بايد اهل عمل باشند. منتظران مصل ح بايد خود صالح باشند، كسي كه منتظر مهمان است در خانه آرام نمي نشيند.
وظيفه مردم در زمان غيبت، خودسازی و امر به معروف و
دعوت به حق و آگاه سازی ديگران است.
نام نامی و القاب گرامی نرجس خاتون
مورخان براي آن ملكه دو سرا و همسر بي همتاي امام عسكري (ع) 9 اسم نوشته اند: مليكه، حكيمه، سبيكه، نرجس، سوسن، مريم، ريحانه، خمط و صقيل. تعداد اسامي معمولا به جهت شخصيت فوق العاده صاحب نام است، چنانكه امام صادق (ع) به هنگام شمارش مناقب حضرت زهرا (س) مي فرمايد: براي حضرت فاطمه در نزد خداوند متعال 9 اسم است: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه ،محدثه و زهرا... به هنگام ولادت، پدر ومادرش او را «مليكه» نام نهادند ولي آن ها غافل بودند كه چه اسمي با مسمي براي فرزند خود برگزيده اند و او روزي ملكه دو سرا خواهد بود، او به حق شايسته اين نام است. هنگامي كه او به اسارت مسلمانان درآمد خود را «نرجس» معرفي نمود تا احدي از اسرار او آگاه نشود و شاهزاده بودنش آفتابي نگردد. چون به خاندان عصمت و طهارت راه يافت او را با نامهاي مختلفي صدا زدند تا جاسوسان خليفه عباسي بر شرافت نسب او واقف نشوند و متوجه نشوند كه او همان صدف سيمين آفرينش است كه يكتا گوهر جهان خلقت از او خواهد بود و اينك نگاهي گذرا بر اسامي گرامي آن حضرت:
1- «نرجس» نام گلي از رده تك لپه اي ها، و سر دسته گياهان تيره نرگسي مي باشد كه گل هايش منفرد و در انتهاي ساقه قرار دارد و به جهت زيبائي فوق العاده اش چشم معشوق را به آن تشبيه مي كنند. گل حضرت نرجس خاتون نيز در جهان خلقت منفرد است و درانتهاي اين جهان قرار دارد و همه عاشقان در آرزوي گوشه چشمي از آن محبوب گمگشته به سر مي برند، به يادش زنده اند و در فراقش جان مي سپارند.
2- «سوسن» نيز گلي فصلي و داراي گلهاي زيبا و درشت به رنگ هاي مختلف است. اصل اين گل از اروپا و ژاپن و آمريكاي شمالي و هيماليا است. اما گل سوسن، گل هميشه بهار است كه گذشت زمان و موسم خزان هرگز از طراوت او نكاهد و اصل او از جهان علوي است و نور مقدسش از اشعه انوار قدسي است، چنانكه پيامبر (ص) تعبير مي فرمايد:« پدر و مادرم، به فداي او باد كه همنام منست و شبيه من و شبيه حضرت موسي بن عمران است، هاله اي از نور گرداگرد او را فراگرفته، اشعه انوار قدسي از او ساطع است.» نسب او از طرف پدر به شرق و از طرف مادر به غرب منتهي مي گردد.
3- «سبيكه» طلاي ناب و نقره خالص را گويند كه پس از گداخته شدن ناخالصي هاي آن جدا گردد و طلاي ناب و نقره خالص به صورت شمش از قالب ها ريخته شود. او در پايتخت بيزانس در عشق امام عسكري(ع) گداخته شد و همه ناخالصي هاي امپراتوري روم به دست كيميا اثر حضرت زهرا(س) از او جدا شد و طلاي ناب جهان خلقت از او پديد آمد.
4- «حكيمه» بانوي دانشمند، فيلسوف و فرزانه را گويند و او بانوي فرزانه اي است كه علم و حكمت را نخست در پايتخت بيزانس از معلم خصوصي و عرب زبان فراگرفته، سپس فرائض ديني و سنن اسلامي را از پيشگاه «حكيمه» دخت گرامي امام جواد (ع) آموخته است.
5- «مليكه» به معناي ملكه و شهبانو است و او مادر فرمانرواي جهان هستي است كه همه سلاطين روي زمين پيشاني ادب بر آستانش مي سايند.
6- «مريم» نام مادر گرامي حضرت عيسي (ع) است و او مادر منجي جهان بشريت است كه حضرت عيسي (ع) به اتفاق علماي شيعه و سني به او اقتدا كرده در پشت سرش به نماز خواهند ايستاد.
7- «ريحانه» هرگياه خوشبو و معطر، دسته ريحان، دسته شاهپر غم، صعتر هندي، روزي، رحمت و نوري را گويند كه در اثر رياضت در انسان حاصل شود. وه چه نامي مناسب با مادر ريحانه وجود، كه همه جهان معطر از عطر او، هر غمي زدوده با يك نگاه او، هر دردي شفا يافته از صعتركوي او جمله خلائق بر سرسفره عام او، جهان هستي به طفيل عنايت او و مهر وماه منور از فروغ روي او.
8- «خمط» نام درختي است كه ميوه خوردني دارد و به هرچيز تازه و خوشبو و به درياي خروشان گفته مي شود و همه اين تعبيرات با آن بانوي بي همتا تناسب دارد.
9- «صقيل» هر شي نوراني، صيقلي و جلا داده شده را مي گويند. شيخ طوسي و شيخ صدوق مي فرمايند.« پس از آنكه حضرت نرجس خاتون به ولي عصر (عج) حامله شد او را صقيل نام نهادند.»
فرهنگ استشهادی
روحيه شهادت طلبي و نهراسيدن از مرگ بي ترديد از عوامل مهم پيروزي ها چه در صدر اسلام و چه در انقلاب ما بوده است. در فرهنگ الهي و اسلامي، نيستي معنا ندارد و مرگ شروع يك حيات ابدي است و شهدا در اين بين علاوه بر بهره مندي از حيات طيبه، «عند ربهم يرزقونند»
استشهاد نوعي جهاد اكبر است و گاه با جهاد اصغر در مي آميزد و اين اوج آرزوي مومنان است. اما استشهاد منحصر در ميدان جنگ و دفاع نيست و روحيه اي است كه مي تواند در تمام مراحل و شمايل زندگي جاري باشد. در نگاه استشهادي «هر خودخواهي و خودبيني مخالف خداخواهي است و با هجرت الي الله مباين است. اگر همين يك جهت عرفاني و معنوي براي انسان دست دهد، انسان در همه ميدانهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و حتي نظامي پيروز است . براي چنين انساني شكست مفهومي ندارد (امام خميني، 25/5/1365) استشهاد توجه از خود به خدا و هيچ به خود توجه نداشتن و تا بذل جان بر انجام وظيفه و تكليف پاي فشردن است. نتيجه اين جز عزت و پيروزي نيست و جمعيتي كه پشتوانه اش خداست شكستي ندارد.» اگر حزب يا گروه سياسي داراي روحيه استشهادي باشد و حضور در عرصه سياست را تنها براي خدا بداند آنگاه آيا دست به تخريب و تهاجم عليه رقبا خواهد زد؟ چه آن كه اگر شهادت طلبانه وارد كارزار سياست شوند آنگاه شكستي نمي بينند.
روحيه استشهادي تفسير «الهي رضي برضاك و تسليما لامرك» شهيد عاشوراست كه در كلام بزرگ بانوي كربلا «ما رايت الا جميلا» جلوه كرد. «ما بايد كوشش كنيم كه ذائقه مان را يك همچو ذائقه اي قرار بدهيم كه براي ما هر چيز شيرين باشد. رضاي به قضاي خدا معنايش همين است .فرق نمي كند بين اينكه از او بلا برسد يا نعمت ملتي كه زن و مردش عاشق شهادت هستند ديگر از اينكه فلان چيز كم است، فلان چيز زياد است نمي نالد.» (امام خميني، 1/1/1364)
روحيه استشهادي در برابر دنياخواهان سلاحي است كه هيچ پدافند و سپري ندارد. از اين رو ظالمان عالم بايد از آن هراس داشته باشند. ملتي با اين طرز تفكر حتي يادش براي زرسالاران و مستبدان عالم بيم آفرين است.همين تفكر است كه مسير تاريخي را دگرگون خواهد كرد.
اگر همه قدرتهاي مستكبر جهاني و همه شياطين زور و زر و فساد و شهوت با يكديگر متحد شوند نمي توانند از پس كساني بر آيند كه شعار عمليشان در مواجهه با دشمنانشان اين است: «ما مامور به تكليفيم و با نتيجه كاري نداريم.» در چنين فرهنگي مرگ و پيروزي هر دو داراي يك ارزشند و شكست معنايي ندارد «و هل يتربصون بنا الا احدي الحسنيين(توبه/52) «براي ملتي كه شهادت طلب است ترسي در كار نيست» (امام خميني 12/21/1366)
نمونه هايي از اين طرز تفكر را به خوبي مي توان يافت.
در همين زمانه كنوني ملتي با دست خالي در برابر همه دنيا ايستاد. ملت ايران نه تنها اين نبرد نابرابر و كاملا ناجوانمردانه را با افتخار برد بلكه توانست اين فرهنگ را به بسياري از ملتهاي مظلوم دنيا صادر كند همان گونه كه امام خميني(ره) فرمود: « هسته هاي حزب الله را بايد در سراسر دنيا تشكيل داد.» و « سنگر هاي كليدي را در سراسر جهان بايد فتح كرد.»
هم اكنون شاهد هستيم كه چطور شاخ و برگهاي حزب الله در آن سوي مرزها پوزه ابرقدرتهاي جهان را به خاك مي مالد. اين تنها و تنها به مدد فرهنگ مقاومت و ايستادگي تا پاي شهادت است. ملتهاي شكست خورده بدون فرهنگ استشهادي و فقط با شعارهاي ملي گرايانه شمار تلفاتشان بيش از تلفات انساني جنگ ما است بعلاوه اينكه پس از جنگ هم نه اقتصاد و نه امنيت مطلوبي دارند . مانند انقلاب الجزاير با دو ميليون كشته، كره و ويتنام با دو ميليون كشته، كه در انتها هم نه تنها پيروزي در ميدان نبرد نداشتند بلكه اقتصاد و امنيت شان روز به روز در حال افول است و پس از اين همه تلفات هنوز هم نمي توان آنها را جزء كشورها و دولتهاي مستقل ناميد .
اما در مقابل همچنانكه ديديم در جنگ سي و سه روزه رژيم اشغالگر و حزب ا... لبنان تعداد كشته هاي حزب الله در مقابل ضرباتي كه به دشمن صهيونيستي وارد آمد بسيار ناچيز بود. اما عكس اين مورد را مي توان در اوضاع كنوني عراق و تسليم مردم و ملت عراق در مقابل اشغالگران آمريكا و انگليس به خوبي مشاهده كرد .
در عراق روزانه تعداد قابل توجهي از مردم عادي و بي دفاع كشته مي شوند و حال آنكه اگر فرهنگ شهادت طلبي در اين سرزمين فراگير مي شد پيروزي براي مردم مظلوم عراق خيلي پيش از اينها رقم مي خورد... براستي كه اين كلام آسماني رساترين و انقلابي ترين راهبرد است كه:
«كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا»
ره آورد حكومت امام زمان (عج) از نگاه حضرت علی (ع)

آنچه تمام بشريت به آن چشم دوخته ودرآرزوي تحقق آن بسر مي برند، ره آورد دوران ظهور وحكومت مصلح جهاني است، وامتياز مهم تشيع ازديگران اين است كه اين ره آورد را به صورت مشخص ودقيق بيان نموده تا بشريت براي تحقق وفرا رسيدن چنين دوراني بيشتر تلاش كند،اين دستاوردها به صورت گسترده ودقيق دركلمات ائمه(ع) بيان شده است، آنچه دراين جا مطرح مي شود بيان اميرمومنان درنهج البلاغه دراين زمينه است:
1- اصول گرائي:
ازمهمترين ره آورد نظام دوران ظهوراين است كه به پايه ورشته ها وساختن انسان بيشترتوجه مي شود وآثاربعدي نيزبرهمين پايه ها استواراست.
علي (ع) دراين زمينه مي فرمايد:«يعطف الهوي علي الهدي اذا عطفوا الهدي علي الهوي، ويعطف الراي علي القران اذا عطفوا القران علي الراي؛ او(حضرت مهدي) خواسته ها را تابع هدايت مي كند، هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوس هاي خويش قرارمي دهند، ودرحالي كه (به نام تفسير) نظريه هاي گوناگون خود را برقرآن تحميل مي كنند، او نظريه ها وانديشه را تابع قرآن مي سازد.»
2- امام زمان وزنده كردن اسلام(قرآن وسنت):
ازمهمترين دستاوردها وآثارحكومت امام زمان، زنده شدن اسلام، قرآن وسنت است، چنانكه علي(ع) فرمود: «ويحيي ميت الكتاب والسنه ؛ (مهدي) كتاب خدا وسنت پيامبر(ص) را (كه تا آنروز متروك مانده) زنده مي كند.» ودرقسمتي ازخطبه 138 كه قبلا نقل شد اين جمله آمده:«ويعطف الراي علي القران؛او نظريه ها وانديشه ها را تابع قرآن مي سازد.»
3- استقرار عدالت فراگير:
از ديگر مهمترين ره آورد حكومت حضرت مهدي (عج) كه آرزوي تمامي انسانها است، استقرارعدالت جهاني وگسترده است، كه درروايات متواتره نيزبه عنوان مهمترين دستاورد قيام آن حضرت «الذي يملا الارض عدلا وقسطاً» ذكرشده است.وعلي (ع) هم مي فرمايد:«فيريكم كيف عدل السيره ؛ اوروش عادلانه (درحكومت حق) را به شما مي نماياند.
4- مجازات فاسدان:
قطعاً براي برپائي حكومت عدل، جلوگيري ازفساد ومفسدان وتخلف متخلفان لازم وضروري مي نمايد، لذا مولا مي فرمايد:«وسياتي غد بما لاتعرفون ياخذ الوالي من غيرها عمالها علي مساوي اعمالها؛ وفردايي كه شما راازآن هيچ شناختي نيست(وزمامداري حكومت مي كند كه غيرازحاكمان امروزي است اوحضرت مهدي است) كه عمال وكارگزاران حكومتها را براعمال بدشان كيفرخواهد داد.
5- آزادگي وآزادي:
ازديگر ره آورد دوران ظهور وحكومت عادلانه مهدي(عج) آزادي انسانها ازبردگي وستمگري است، بشري كه درطول تاريخ ستم ها وظلم ها آزادي واقعي اورا سلب كرده واورا به بردگي وبندگي كشيده است درآن دوران به آزادي واقعي ومشروع ودلخواه خود خواهد رسيد.
علي(ع) دراين باره فرمود:«... ليحل فيهاربقا ويعتق رقاً؛ مهدي برسيره صالحان رفتارمي كند، تا گره ها را بگشايد، وبردگان(وملت هاي اسير ورنج ديده وستم كشيده) را آزاد سازد.
6- وحدت واقعي:
با توسعه عدالت اجتماعي درزيرسايه قرآن وسنت محمدي، وفراهم شدن زمينه آزادي واقعي وبرچيده شدن تبعيض ها، خودبخود جامعه به سوي وحدت واتحاد قدم برخواهد داشت.
اميرمومنان كه خود براي وحدت واتحاد جامعه اسلامي فداكاريها نمود، ازخلافت وحق خود گذشت، اهانت هاي به همسرش را ناديده گرفت، وسكوت تلخ چند ساله راتحمل نمود، مي فرمايد:«ويصرع شعباً ويشعب صدعا؛ جمعيت گمراه وستمگر پراكنده را جمع آوري مي كند(ووحدت واقعي بين آنها ايجاد مي نمايد).
7-وفورنعمت:
قطعاً هرزمامداري به اسلام وقرآن عمل نمايد وعدالت را درجامعه فراگير سازد و جلوي مفسدان را بگيرد، رحمت الهي نيز دست آنها را خواهد گرفت، به هراندازه مسائل فوق مراعات شوند امدادها ورحمت الهي نيز فراگيرتر خواهد بود، اين امردرزمان عدالت گسترهستي به اوج خود مي رسد، لذا زمين تمام نعمت هاي خويش را دراختياراوقرار مي دهد.
درنهج البلاغه دراين باره مي خوانيم:«وتخرج له الارض افاليذ كبدها وتلقي اليه سلما مقاليدها؛ زمين جگرگوشه (وميوه ها وگنج ها) خود را براي او بيرون مي ريزد، وكليدهاي(معادن) خود را به او مي سپارد.ودرجاي ديگرفرمود:«فكانكم قد تكاملت من الله فيكم الصنائع؛ (درپرتوخاندان پيامبرومهدي آل محمد(ص) ) نعمت هاي خدا برشما تمام خواهد شد.
8-برآورده شدن آرزوها:
سالها است كه بشردرآرزوي تحقق عدالت جهاني، امنيت فراگير، آزادي واقعي و... به سر مي برد، وهنوزكه هنوزاست آرزوهاي بشربه صورت كامل وتمام بحقيقت نپيوسته وجامه عمل به خود نپوشيده است، تنها دوراني كه اصلي ترين واصولي ترين آرزوهاي بشر تحقق عيني خواهد يافت دوران ظهورمهدي موعود(عج) است، چنانكه مولا علي (ع) فرمود:«واراكم ما كنتم تاملون (دردوران مهدي (عج) ) كه نشان مي دهد آنچه را آرزو داشتيد (وبه آرزوهاي خود خواهيد رسيد).
اي دل مخور اندوه وغم سرها به سامان مي رسد
بايك جهان شوروشعف آن جان جانان مي رسد
ويرانگر كاخ ستم با جيش ايمان مي رسد
احيا گر دين خدا حامي قرآن مي رسد
چشم انتظاران را بگو يوسف زكنعان مي رسد
اي دل شب هجران ما آخر به پايان مي رسد
امام حسين (ع) در قرآن
در بسياري از آيات قرآني از امام حسين(ع) به عنوان فردي از گروه خوش نام اهل بيت عصمت و طهارت اشاره و تقديس شده است.
كتابي كه وحي مستقيم و كلام خداست به راستي و درستي سخن مي گويد و هرگز به گزافه گويي روي نياورده است.
خداوند سبحان درباره راست و درست گويي قرآن فرموده است: «و اين قرآن، كتابي است عزيز كه نادرستي نه از پيش رو و نه از پشت سر در آن راه نيافته است.»
(سوره فصلت، آيه 41)
بنابر اين تاييد و تقديس الهي نسبت به شخص يا گروهي، دلالت بر پاكي و بزرگي آنان دارد و آنان را به عنوان انسان هاي نمونه و الگوي انسان ها معرفي مي كند.گرچه آيات مورد اشاره قرآن درباره اهل بيت(ع) فراوان است، ولي در اين جا به چند نمونه كه مورد توافق فريقين است بسنده مي كنيم:
آيه تطهير: «همانا خداوند اراده كرده است كه شما اهل بيت را از هرگونه پليدي دور سازد و شما را به بهترين پاكي، پاكيزه گرداند.»
(سوره احزاب، آيه 33)
اين آيه به روشني بر پاكي و عصمت خاندان پيامبر(ص) كه تربيت يافته مكتب نبوي اند دلالت دارد و از اين كه آيه تطهير درخصوص اهل بيت پيامبر(ص) وارد شده است، ترديدي نيست. به همين جهت شيخ طبرسي، مفسر بزرگ قرآن گفته است: «وقد انفقت الامه باجمعها علي ان المراد بأهل البيت في الآيه، اهل بيت نبينا(ص)».
(مجمع البيان، ج7 و8، ص 559)
از شاهدان نزول آيه، ام سلمه همسر رسول خداست. از وي در اين باره رواياتي وارد شده است. از جمله، ابوحمزه ثمالي در تفسير خود از شهربن حوشب، و او از ام سلمه روايت كرده است. روزي فاطمه زهرا(س) در حالي كه حريري در دست داشت، حضور پدرش رسول خدا(س) رسيد. پيامبر(ص) به وي فرمود: همسر و فرزندانت را بخوان، آنان غذايي تناول كردند. آن گاه رسول خدا(ص) كساي خيبري را سر آنان كشيد و چنين دعا كرد: بارخدايا! ايشان اهل بيت و عترت من اند. پليدي را از ايشان بزداي و پاكيزه شان گردان! در اين هنگام به آن حضرت عرض كردم آيا من هم از آنان هستم؟
پيامبر(ص) فرمود: تو گرچه با آنان نيستي وليكن به سوي خير و نيكي رهسپاري.
(مجمع البيان، ج 7و8)
خودداري نفس از ارتكاب گناه و معصوم نگه داشتن آن از هر گونه لغزش و خطا بزرگترين موهبت و لطفي است كه پروردگار منان، نصيب عده اي از انسان ها، از جمله اهل بيت(ع) گردانيد و امام حسين(ع) از همين اهل بيت است كه مورد بهترين و شايسته ترين تقديس الهي قرار گرفته است.