به مناسبت سیزدهمین سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

پروانه چه سان از پروانگی پروا کند با آن همه شوق و امید و لطف که دارد ؟ تو می بینی او را که بی پروا بال و پر به آتش می سپارد و سر و جان می بازد و نامش « پروانه می کنی » ، اما او عاشق است و پروانگی صفت عشق است ... عاشق میداند که سوختن مقدمه وصل است که چنین بی پرواست .

شان ایمان در ایمان و جهاد است و هجرت ، مقدمه جهاد فی سبیل الله هجرت ، هجرت از سنگینی هایت که تو را به خاک می چسباند ، چکمه هایت را بپوش . ره توشه ات را بردارو هجرت کن . حضرت امام حسین (ع) در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد .

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند .

هنر آن است که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند که چنین مرده اند .

دین که راه حقیقت و عدالت است ، مقدم بر آزادی است . پس آنان که آزادی را مقدم بر دین می دانند ، دو اشتباه بزرگ کرده اند . یکی آنکه از آزادی مفهومی در مقابل حقیقت و عدالت اعتبار کرده اند . دیگر آنکه آزادی را عین ذات انسان گرفته اند ، اما دین را نه .
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
در میان لشکر عمر سعد نیز بسیارند کسانی که به نماز ایستاده اند . اکنون که تو با باطن قبله سر جنگ گرفته ای . وا اسافا چگونه باید این جماعت را از بادیه ی وهم میان ظاهر و باطن رهاند ؟ امام «ع» باطن قبله است و نماز را باید به سوی قبله گذارد .
آیا هیچ عاقلی پشت به قبله نماز می گذارد ؟؟؟؟
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

دوست من می دانم که چه می کشی ، خوب می دانم . اما تو که
در دامنه ی آتش فشان منزل گرفته ای باید بدانی که چگونه می توان
زیر فوران آتشفشان زیست . ماراخداوند برای زیستنی چنینن به زمین آورده
است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می زید
نه آنکه رنگین کمان می پوشد و در بوستان های عافیت شکر می خورد
و شکر شکنی می کند . مگر سوخته دلی و سوخته جانی را
جز از بازار آتش می توان خرید ؟
نامه ای به دوست زمان جنگ «حاتمی کیا»
سید شهیدان اهل قلم
شهید سید مرتضی آوینی

امام (ره) به ما آموخت که " انتظار در مبارزه است" و این بزرگترین پیام او بود ، و پس از او ، اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم . امام (ره) ما را ما آموخت که "عرفان را با مبارزه جمع کنیم" و خود بهترین شاهد بود بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است ، و از این پس دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی بهانه واماندگی خویش می گرفتند؟
سید شهیدان اهل قلم
شهید سید مرتضی آوینی